تبلیغات
حرفهای در گوشی

دوستی هایی که باید قیچی شوند!!

نویسنده :مددکار
تاریخ:چهارشنبه 23 فروردین 1391-12:53 ب.ظ

دوستی هایی که باید قیچی شوند!!









ما قسم نخورده ایم که بعد از هر انتخابی ـ هرچند که از اول غلط بوده یا این که الآن غلط از آب درآمده است ـ تا آخرش بایستیم. اگر اطمینان پیدا کردیم که آخر این راهی که می رویم چاه است، حق نداریم بگوئیم: حرف مرد یکی است، انتخاب کرده ایم و تا آخرش ایستاده ایم.
این ایستادگی ها نشانه های مردانگی و استقامت و پایداری نیست، بلکه نشانه ی کم خردی و نداشتن جسارت کافی برای تجدیدنظر در انتخاب است. اگر کسی را برای دوستی و رفاقت انتخاب کردید که خیال کردید آدم درستی است یا این که اصلاً به درستی اش یقین داشتید اما حالا متوجه شدید که اشتباه کردید و یا این که راه و روش زندگی اش را عوض کرده است، دیگر مجبور نیستید پابه پای او حرکت کنید.
هم وقتی که نابینا داره تو چاه می افته و تو تماشا می کنی، گناهکاری و هم این که دستت را تو دست نابینا بگذاری تا با هم تو چاه بیفتید.
رفیقی که همراه شدن با او تو را به ناکجاآباد می بره یا این که از دین و اخلاق و خوبی هات کم کم قیچی می کند، باید پیش از آنکه همه ی سرمایه های زندگی ات را از دست بدهی روی این رشته دوستی قیچی بگذاری. یادمان باشد که بعضی وقت ها برای یک انتخاب مهم تر و حیاتی تر باید بعضی از دوستی ها ناتمام بمونه.
منبع : سایت 5 روز



7 نوع متفاوت از عشق

نویسنده :مددکار
تاریخ:جمعه 5 اسفند 1390-03:01 ب.ظ


شاید برای تان جالب باشد که بدانید بعضی روانشاسان عشق را در هفت نوع متفاوت دسته بندی کرده اند. در اینجا شما با انواع عشق های مختلف آشنا می شوید.
۱) عشق امیدوارانه
این عشق بر اساس خوش بینی زیاد به وجود آمده است. زمانی که عاشق می شویم، تصور می کنیم که آن فرد زندگی مان را متحول خواهد کرد. بله، ممکن است آن فرد به ما کمک کند تا ناراحتی و غصه های خود را فراموش کنیم و به ما آرامش هدیه کند، اما بیشتر این نوع عشق ها در ظاهر آرام و منطقی به نظر می رسند.
۲) عشق نجات دهنده
در این نوع عشق به خاطر این عاشق فردی می شویم که ما را از تنهایی نجات می دهد. به این نوع عشق، عشق ناجی گفته می شود، در این مرحله نیز مانند قسمت قبل، فرد سعی می کند حقایق را نادیده گرفته و به خود امید واهی بدهد.
۳) عشق به خاطر تنفر از خود
در این مرحله ما به خاطر این عاشق می شویم که شخص مورد علاقه ی ما با ما بد رفتاری می کند، چرا که ما هم اعتقاد داریم که شایسته ی آن بدرفتاری ها هستیم! نمونه ی این آدم ها، افراد بد زبان، پرخاشگر یا کسانی هستند که از طرف مقابل شان سوء استفاده جنسی می کنند. این دقیقاً با عشق واقعی در تضاد است.
۴) عشق خریدنی
در این قسمت ما برای این عاشق شخصی می شویم که فکر می کنیم این عشق باعث می شود زندگی ما دارای مفهوم و ارزش بیشتری شود. این عشق تقریباً مشابه عشق امیدوارانه است، اما ممکن است شدیدتر باشد. شاید به خاطر این که دیگر تحول و دگرگونی که در زندگی ما به وجود می آید، فقط ظاهری نیست.
۵) عشق کاربردی
ما در این مرحله زمانی عاشق می شویم که متوجه می شویم. علایق، آرزوها و هدف های فردی مشابه هدف های ماست. فکر می کنیم ممکن است این فرد به ما کمک کند تا سریع تر به هدف های مشترک مان برسیم.
۶) عشق متضاد
در این عشق ما به خاطر این که فرد مورد نظر ما شخصیت مرموز و غیر قابل فهمی دارد، عاشقش می شویم. او کارهای عجیبی انجام می دهد که ما را سرگرم می کند و برای مان جالب است. این فرد شخصیتی دارد که دقیقاً متضاد با شخصیت خود ماست و به همین دلیل عاشقش می شویم! این عشق در نقطه مقابل عشق حقیقی قرار دارد.
۷) عشق حقیقی
در این عشق ما زمانی عاشق فرد مقابل مان می شویم که شخصیت خودمان را در او می بینیم. او فردی است که علایق، آرزوها و اخلاقی شبیه ما دارد.




۷ روز زندگی



30 قانون جهانی موفقیت

نویسنده :مددکار
تاریخ:سه شنبه 25 بهمن 1390-03:03 ب.ظ

۱) قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ می دهد. برای هر علتی معلولی است و برای هر معلولی، علت یا علت های به خصوصی وجود دارد، چه از آن ها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید. چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد. در زندگی هر کاری را که بخواهید می توانید انجام دهید به شرط آن که تصمیم بگیرید که دقیقا چه می خواهید و سپس عمل کنید.
۲) قانون ذهن
شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره آن بیشتر فکر می کنید. پس همیشه درباره چیزهایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید.
۳) قانون عینیت یافتن ذهنیات
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست. کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه خود را در درون خود خلق کنید. زندگی ایده آل خود را با تمام جزییات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید.
۴) قانون رابطه مستقیم
زندگی بیرونی شما بازتاب زندگی درونی شماست. بین طرز تفکر و احساسات درونی شما، و عملکرد و تجارب بیرونی تان رابطه مستقیم وجود دارد. روابط اجتماعی، وضعیت جسمانی، شرایط مالی و موفقیت های شما بازتاب دنیای درونی شماست.
۵) قانون باور
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید به واقعیت تبدیل می شود. شما آن چه را که می بینید که قبلا به عنوان باور انتخاب کرده اید. پس باید باورهای محدودکنتده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید و آن ها را از بین ببرید.
۶) قانون ارزش ها
نحوه عملکرد شما همیشه با زیر بنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است. آن چه که ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است.
۷) قانون انگیزه
هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی، خواسته ها و غرایز شما سرچشمه می گیرد. پس برای رسیدن به موفقیت باید انگیزه ها را مشخص کرد تا با یک برنامه ریزی اصولی به هدف رسید.
۸) قانون انتظار
اگر با اعتماد به نفس، انتظار وقوع چیزی را در جهان پیرامونتان داشته باشید آن چیز به وقوع می پیوندد. شما همیشه هماهنگ با انتظارات تان عمل می کنید و این انتظارات بر رفتار و چگونگی برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد.
۹) قانون تمرکز
هر چیزی را که روی آن تمرکز کرده و به آن فکر کنید در زندگی واقعی، شکل گرفته و گسترش پیدا می کند. بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که واقعا طالب آن هستید.
۱۰) قانون عادت
حداقل ۹۵ درصد از کارهایی که انجام می دهیم از روی عادت است. پس می توانیم عادت هایی را که موفقیت مان را تضمین می کنند در خود پرورش دهیم؛ و تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشود، تمرین و تکرار آگاهانه و مداوم آن را ادامه دهیم.
۱۱) قانون انتخاب
زندگی ما نتیجه انتخاب های ما تا این لحظه است. چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستیم، کنترل کامل زندگی و تمامی آن چه برایمان اتفاق می افتد در دست خودمان است.
۱۲) قانون تفکر مثبت
برای رسیدن به موفقیت و شادی، تفکر مثبت امری ضروری است. شیوه تفکر شما نشان دهنده ارزش ها، اعتقادات و انتظارات شماست.
۱۳) قانون تغییر
تغییر، غیر قابل اجتناب است و ما باید استاد تغییر باشیم نه قربانی آن.
۱۴) قانون کنترل
سلامتی، شادی و عملکرد درست از طریق کنترل کامل افکار، اعمال و شرایط پیرامونمان به وجود می آید.
۱۵) قانون مسوولیت
هر چه و هر کجا که هستید به خاطر آن است که خودتان این طور خواسته اید. مسوولیت کامل آن چه که هستید، آن چه که به دست آورده اید و آن چه که خواهید شد بر عهده خود شماست.
۱۶) قانون پاداش
عالم در نظم کامل به سر می برد و ما پاداش کامل اعمالمان را می گیریم. همیشه از همان دست که می دهیم از همان دست می گیریم. اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید.
۱۷) قانون خدمت
پاداش هایی را که در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد. هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار کنید و توانایی های خود را افزایش دهید، در عرصه های مختلف زندگی خود بیشتر پیشرفت می کنید.
۱۸) قانون تاثیر تلاش
همه امیدها، رویاها، هدف ها و آرمان های ما در گرو سخت کوشی است. هر چه بیشتر تلاش کنیم؛ موفقیت بیشتری کسب خواهیم کرد.
۱۹) قانون آمادگی
در هر حوزه ای موفق ترین افراد، آن هایی هستند که وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کارها می کنند. عملکرد خوب نتیجه آمادگی کامل است.
۲۰) قانون حد توانایی
شاید برای انجام همه کارها وقت کافی وجود نداشته باشد ولی همیشه برای انجام مهم ترین کارها وقت کافی هست. هر چه بیشتر کار کنیم کارایی بیشتری پیدا می کنیم. اما باید اموری را بر عهده بگیریم که در حد توانمان باشد.
۲۱) قانون تصمیم
مصمم بودن از ویژگی های اساسی افراد موفق است. در زندگی هر جهشی در جهت پیشرفت هنگامی حاصل می شود که در موردی تصمیم روشنی گرفته باشیم.
۲۲) قانون خلاقیت
ذهن ما می تواند به هر چیزی که باور داشته باشد دست یابد. هر نوع پیشرفتی در زندگی با یک ایده آغاز می شود و چون توانایی ما در خلق ایده های جدید نامحدود است آینده نیز محدودیتی نخواهد داشت.
۲۳) قانون استقامت
معیار ایمان به خود، توانایی استقامت در برابر سختی ها، شکست ها و ناامیدی ها ست. استقامت ویژگی اساسی موفقیت است. اگر به اندازه کافی استقامت کنیم، طبیعتا سرانجام موفق خواهیم شد.
۲۴) قانون صداقت
خوشبختی زمانی سراغ ما می آید که تصمیم بگیریم هماهنگ با والاترین ارزش ها و عمیق ترین اعتقادات خود زندگی کنیم. همواره باید با آن بهترین بهترین ها که در درون مان وجود دارد صادق باشیم.
۲۵) قانون انعطاف پذیری
در تعیین اهداف خود قاطعیت داشته باشید، اما در مورد روش دست یابی به آن ها انعطاف پذیر باشید. در عصر تحولات سریع و رقابت شدید، اتعطاف پذیری.
۲۶) قانون خوشبختی
کیفیت زندگی ما را احساس مان در هر لحظه تعیین می کند و احساس ما را تفسیر خودمان از وقایع پیرامونمان مشخص می سازد، نه خود وقایع. هرگز برای این که تجربه خوشی از دوران کودکی داشته باشید دیر نیست. کافی است گذشته را مرور کنید و روشی را که برای تفسیر تجربیات خود داشته اید تغییر دهید.
۲۷) قانون تعجیل
ما همواره دوست داریم که هر چه زودتر به آرزوهایمان برسیم، به همبن دلیل است که در تمام عرصه های زندگی بی قراریم.
۲۸) قانون فرصت
بهترین فرصت ها اغلب در معمولی ترین موقعیت های زندگی مان به وجود می آید. پس بزرگ ترین فرصت ها به احتمال زیاد همیشه در دسترس ماست.
۲۹) قانون خود شکوفایی
شما می توانید هر چه را که برای رسیدن به اهداف تعیین شده خود به آن نیاز دارید بیاموزید. آن هایی که می آموزند توانا هستند.
۳۰) قانون بخشندگی
هر چه بیشتر، بدون انتظار پاداش، به دیگران خدمت کنید، خیر و نیکی بیشتری به شما می رسد. آن هم از جاهایی که اصلا انتظار ندارید. شما تنها در صورتی حقیقتا خوشبخت خواهید شد که احساس کنید به دلیل خدمت به دیگران انسان با ارزشی هستید.

منبع زن روز



اگر یک بار دیگر به دنیا می آمدم

نویسنده :مددکار
تاریخ:جمعه 7 بهمن 1390-02:31 ب.ظ

اگر می توانستم یک بار دیگر به دنیا بیایم کمتر حرف می زدم و بیشتر گوش می کردم. دوستانم را برای صرف غذا به خانه دعوت می کردم حتی اگر فرش خانه ام کثیف و لکه دار و یا کاناپه ام ساییده و فرسوده شده بود. در سالن پذیرایی ام، ذرت بو داده می جویدم و اگر کسی می خواست که آتش شومینه را روشن کند، نگران کثیفی خانه ام نمی شدم.

پای صحبت های پدر بزرگم می نشستم تا خاطرات جوانی اش را برایم تعریف کند و در یک شب زیبای تابستانی پنجره های اتاق را نمی بستم تا آرایش موهایم به هم نخورد. شمع هایی که به شکل گل رزهستند و مدت ها بر روی میز جا خوش کرده اند را روشن می کردم و به نور زیبای آنها خیره می شدم. با فرزندانم بر روی چمن می نشستم بدون آنکه نگران لکه های سبزی شوم که بر روی لباسم نقش می بندند. با تماشای تلویزیون کمتر اشک می ریختم و قهقهه خنده سر می دادم و با دیدن زندگی بیشتر می خندیدم. هروقت که احساس کسالت می کردم در رختخواب می ماندم و فکر نمی کردم به خاطر اینکه آن روز را کار نکردم دنیا به آخر رسیده است.
هرگز چیزی را فقط به این خاطر که به آن احتیاج دارم و یا اینکه ضمانت آن بیشتر است، نمی خریدم. به جای آنکه بی صبرانه در انتظار پایان نه ماه بارداری بمانم هر لحظه از این دوران را می بلعیدم چرا که شانس این را داشته ام که بهترین وجود جهان را در وجودم پرورش دهم و معجزه خداوند را به نمایش بگذارم. وقتی که فرزندانم باشور و حرارت مرا در آغوش می کشیدند هرگز به آنها نمی گفتم: بسه دیگه حالا برو پیش از غذا خوردن دستهایت را بشور بلکه به آنها می گفتم دوستتان دارم!
اگر شانس یک زندگی دوباره به من داده می شد هر دقیقه آن را متوقف می کردم و به دقت می دیدمش به آن حیات می دادم و هرگز پس نمی دادمش.




امروز زندگی کن

نویسنده :مددکار
تاریخ:یکشنبه 25 دی 1390-01:55 ب.ظ










امروز زندگی کن









می خواهم رازی را به تو بگویم. آیا می دانستی که دو روز در هفته وجود دارد که تو اصلاً نباید در این دو روز احساس ترس و نگرانی داشته باشی. در این دو روز خیالت تخت تخت باشد. اولین روز، همان دیروز است. تمامی خطاها و اشتباهاتی که انجام داده ای، دردها و سختی هایی که کشیده ای مربوط به دیروز بود. بدان که دیروز رفته و دیگر باز نمی گردد.
هر چه قدر هم که می خواهی پول صرف کن، اما دیروز دیگر رفته که رفته. و اما روز دوم. روز دوم هم، همین فرداست. تو نمی دانی که فردا چه خواهد شد. شاید پر از امید و خوشی باشد. فردا هم از کنترلت خارج است. فردا باز هم آفتاب با شکوه خاص می تابد. آفتاب خواهد تابید اما شاید بالای سرت تکهٔ ابری مانع از رسیدن نور آن به تو شود، اما در ذات شکوهمند طلوع و ادراک بی چون و چرای آن محلی از تردید نیست. تا قبل از طلوع هم فردا متولد نشده، پس نگران چیزی که هنوز وجودش را با چشمانت ندیده ای نباش. همین امروز باقیست. همه باید در همین روز یعنی امروز به جنگ با مشکلات بروند.
این تجربه امروز نیست که ما را به سوی عصبانیت، نگرانی و حتی جنون می راند. این پشیمانی از کاری است که دیروزت را به خود اختصاص داده است و ترس از آنچه که فردا ممکن است برایت به ارمغان بیاورد. پس دیدی همین امروز باقیست.

مترجم: آرش میری خانی

منبع: ummah.com



«هوش اجتماعی» و توانایی نفوذ بر دیگران

نویسنده :مددکار
تاریخ:یکشنبه 25 دی 1390-01:48 ب.ظ




ارزشمندترین کالای جهان، طلا و الماس نیست، داشتن جذبه و توانایی نفوذ بر دیگران است.
هشتادوپنج درصد موفقیت شما در تجارت و کسب و کار و زندگی شخصی، بستگی به ارتباط مؤثر شما با دیگران دارد. «هوش اجتماعی» یا توانایی تبادل و تعامل، صحبت کردن، مذاکره کردن، متقاعد کردن دیگران، مهمترین هوشی است که می توانید داشته باشید، این هوشی است که می توانید آن را پرورش دهید.
ارزشمندترین کالای جهان، طلا و الماس نیست، داشتن جذبه و توانایی نفوذ بر دیگران است. با آموختن واقعیات ساده درباره جذبه و گیرایی و استفاده از روشهای مربوط به آن، می توانید تا حدود زیادی بر اثربخشی تبادل ها و تعامل های خود با دیگران بیفزایید. تردیدی در این نیست که بعضی ها طبیعتاً جذاب و جاذب تر هستند که این البته یک امتیاز است، اما جذبه و نیروی تأثیرگذاری چیزی نیست که آن را در ژن ها جست و جو کنیم. جذابیت حاصل مهارتهای ویژه ای است که اغلب ما درباره آن یا اطلاعی نداریم یا درنهایت کم می دانیم. این بدان معناست که جذابیت را می توان آموخت.

▪ پنج روش برای جذبه و گیرایی داشتن:
۱) پذیرش: بزرگترین هدیه ای است که می توانید به کسی بدهید، در واقع دیگران را باتمام وجودشان و به شکلی که هستند می پذیرید و محدودیتی قائل نمی شوید.
۲) قدرشناسی و سپاسگزاری: هرگاه از دیگران به خاطر کاری که کرده اند، قدرشناسی می کنید، بر عزت نفس آنها می افزایید و به آنها احساس ارزشمند بودن می دهید.
۳) تأیید و تصدیق: می گویند:« بچه ها به خاطرش گریه می کنند و مردان در طلب آن می میرند». در تمام مدت زندگی، همه انسان ها در ذهن نیمه هشیار خود به شدت نیازمند آنند که اعمال و رفتار و دستاوردهایشان مورد تأیید و تصدیق واقع شود.
۴) تحسین کردن: وقتی دیگران را با تمام وجود تعریف و تحسین می کنید، خود به خود احساس بهتری درباره خودشان پیدا می کنند. خودشان را بیشتر دوست می دارند، شما را هم بیشتر دوست می دارند.
۵) توجه کردن: این قدرتمندترین اقدامات و رفتارها برای ایجاد عزت نفس و کلید رسیدن به جذبه و گیرایی فوری است.




خبرگزاری ایسنا



جواب دوستان

نویسنده :مددکار
تاریخ:یکشنبه 18 دی 1390-02:15 ب.ظ

سلام

ممنون از شماها که تشریف آوردین و حرفتونو زدین

حالا جواب دوستانی که سوال کردن

یه چیزی که خیلی برام عذابه
اینکه مادر و پدرم پسرشون رو بیشتر از دختر شون دوست دارن

شاید هم من زیادی حساسم اما من باهاش مشکل دارم[ناراحت]

دختر 17ساله

---------------------

جواب:

دوست عزیز:

پدرها و مادر ها هیچگاه یکی از فرزندانشان را بر دیگری ترجیح نمی دهند به این دلیل که مهر مادر یا پدری چیزی نیست که کم و زیاد شود.

شاید گاهی به دلیل کودک بودن یا بیمار بودن و دور بودن از آنان و دلایلی از این دست توجه زیاد پدر یا مادر به یکی از فرزندان خود معطوف شود اما دلیل بر دوست داشتن زیاد آن نسبت به دیگر فرزندانشان نیست.

البته در خانواده هایی که فرزندان کمی دارند به عنوان مثال 2 فرزند دارند. احساساتی از این قبیل بین فرزندان وجود دارد. که این امری طبیعی است. دوست عزیزم شما خودتان را دست کم نگیرید و بدانید که همانطور که در احادیث آمده :" دختران برکت خانواده هستند" و طی تحقیقات روان شناسان :"خانه ای که در آن دختر وجود دارد روابط بین اعضای خانواده سعاتمند تر است" پس قدر خود را بدانید. و آگاه باشید با این گونه افکار خودتان را آزار می دهید. اما اگر واقعا در رفتار پدر و مادر خود کم مهری می بینید. با آنان به گفت و گو بنشینید و دلیل را جویا شوید و مطمئن باشید قلب مادر و پدر به یکسان برای فرزندانشان می تپد.با توجه به  سن شما و مرحله رشد شخصیتی و بلوغ عاطفی، من به شما حق می دهم که کوچکترین حرکت پدر و مادر که برایتان بسار ارزشمند هستند تاثیر گذار باشد و نسبت به رفتارشان حساسیت نشان دهید اما کمی بیش تر در مورد خود و اعضای خانوادتان بیندیشید و این بار بدون قضاوت و با عنوان ناظر بر رفتار خود و دیگر اعضا عمل کنید تا نتیجه ای به غیر از دوست داشتن بیشتر پسر خانواده بیابید. اما ای کاش می گفتید که دلیل این رفتار پدر و مادرتان را شما در چه می بینید؟

ان شاءالله موفق و پیروز باشید


راستش گاهی حس میکنم برای دوستام تکراری و اضافه ام

این عذابم میده

دختر17ساله

---------------------

جواب:

دوست عزیز:

گاهی پیش می آید ما در زمان نامناسبی به سراغ دوستانمان می رویم و این می تواند موجبات دلخوری را فراهم آورد. مثلا ممکن است دوستتان شرایط خوبی از لحاظ روحی نداشته باشد و شما از او تقاضای سینما رفتن کنید. مسلماً جوابی که به شما می دهد با بی حوصلگی همراه خواهد بود. البته گاهی بعضی از صمیمیت های دوستانه هم مشکل ساز است. و شما را و یا دوستانتان را نسبت به شما با توقعات زیادی همراه می کند. و اگر نتواند با شما دمی را خوش بگذراند به نظرتان از شما خسته شده و برایش تکراری شده اید.

دوست عزیز در روابط دوستانه تان آنقدر غرق نشوید که نگاه و رفتار دوستانتان برایتان آزار دهنده باشد. همیشه طوری دوستی کنید که طراوت و تازگی خود را داشته باشید و همیشه حرفی برای گفتن میان شما وجود داشته باشد. و یک نکته اینکه رازهایتان را حتی به نزدیکترین دوستتان هم نگویید . امام علی (ع) می فرمایند:" راز شما مثل خون شماست. نگذارید خونتان در رگهای دیگران جاری باشد" پس حد دوستی هایتان را در هر زمینه ای حفظ کنید.

دوست خوبم من احساس میکنم شما را چیزی در درون آزار می دهد که رفتار اطرافیانتان می تواند تا این مرحله شما را عذاب دهد. بهترین کسی که می تواند به شما کمک کند خودتان هستید. با خودت خلوت کن مشکلاتت و تمام مسائلی که آزارت می دهد را بر روی کاغذ بنویس. بعد با دقت به هر کدام فکر کن و دلیل به وجود آمدن آن را مقابلش بنویس . رفتاری که مربوط به تو می شود آن را اصلاح کن تا بازخورد آن را ببینی و رفتاری را که مشکل دیگران محسوب می شود را اگر با آنان احساس راحتی می کنی به آنان بگو . درقالب یک گفتمان دوستانه که به طرف مقابل بر نخورد. و اگر راحت نیستی از طریق غیر مستقیم و در رفتار خودت به آنان بفهمان که از نوع برخوردشان احساس ناراحتی میکنی. آنگاه معمای عذاب دیگران برایت حل می شود.

دلم پر از حرفهای زیادیه که کسی نمی شنوه
یعنی نمی خواد بشنوه
یکیش اینه که من آدم بدبختی ام
خیلی...
هیچکس رو ندارم
تنهای تنهام
کسی نمی فهمه منو ...
می گی چکار کنم؟؟
دختر 21

---------------------

جواب:

دوست عزیز:

این طرز فکر شما همان "بدبختی " است که از آن یاد می کنید. نوع فکر کردن انسان است که روزگارش را می سازد. پس شما باوجود همه مشکلات نباید خود را با چنین القاب مأیوس کننده ای لقب دهید. زندگی فراز و نشیب های زیادی دارد باید آنقدر خوب و محکم و استوار پای تمام مشکلات پیش آمده بایستید که به این زودی از پای درنیایید. هر انسانی با قدرت فکر خود است که توان مقابله با مشکلاتش را رقم می زند. پس شما قدری مثبت تر بیاندیشید و به خوبی های زندگیتان هم نیم نگاهی داشته باشید تا بدانید که خوشبختی در یک قدمی شماست و شما آن را ندیده اید. اگر دیگران شما را نمی فهمند به آنان فرصت دهید تا شخصیت شما را درک کنند و اگر باز هم نشد خودتان ، شخصیت و علایقتان را برایشان توضیح و توصیف کنید. همه انسان ها نیاز به دیده شدن دارند گاهی به دلایلی این اتفاق نمی افتد پس ما خودمان باید دست به کار شویم و خودمان را به دیگران بشناسیم. در زندگی تمام انسان ها همیشه خوشبختی وجود دارد فقط کافیست خوب نگاه کنید. اجازه دهید حرفهایتان را دیگران بشنوند تا شما را بفهمند. اینکه شما حرفی نزنید و بگویید مرا نمی فهمند اصلا صحیح نیست چون خودتان را آزار می دهید. و افکارتان پریشان می شود.

پس :

چشمهایتان را به روی خوشبختی های زندگیتان قدری بیشتر بگشایید.

و اجازه دهید که دیگران حرفهایتان را بشنوند تا شما را بفهمند.



یکی از دوستامو خیلی دوست دارم

3 سال باهم دوست بودیم طوری که برای هم جون می دادیم ولی من به خاطر خودخواهی هام باهاش به هم زدم تو رو خدا بگو چی کنیم دوریش داره منو میکشه...
دختر 16

---------------------

جواب:

دوست عزیز:

گاهی ندانسته با رفتارمان باعث رنجش دیگران می شویم اما می توانیم با گفتن یک "ببخشید" ساده به دوستانمان بگوییم که از رفتارمان پشیمان هستیم. با توجه به اینکه دوستی شما عمقی به طول 3سال دارد مطمئن باشید اگر پیش قدم شوید برای ارتباط مجدد و آشتی، بی شک دوستتان استقبال می کند. میتوانید خیلی ساده و در عین حال رسمی برایش کارت پستالی تهیه کنید و اگر مقصر شما هستید که از او به خاطر رفتارتان عذر خواهی کنید و دلیل رفتارتان را هم برایش بازگو کنید تا باز هم حرف نگفته ای نماند که ایجاد دلخوری کند. و اگر مقصر دوستتان است به خاطر خوبی هایش که شما را اینگونه بی تاب کرده او را ببخشید

دوست عزیز نکته ای بسیار مهم اینکه در روابط هایتان با دیگران و علی الخصوص دوستانتان سعی کنید خودخواهی های بی مورد را دخیل نکنید. اینگونه رفتارها باعث دوری دیگران از شما می شود و پیامدهای خوبی در آینده نخواهد داشت.

پس:

با یک کارت پستال ساده و ارزان دوستی عمیق و با ارزشتان را دوباره احیا کنید. و دل دوستتان را دوباره به دست آورید

 

ان شاءالله موفق و پیروز باشید





هر چی می خوای بگو

نویسنده :مددکار
تاریخ:یکشنبه 18 دی 1390-02:13 ب.ظ

بنام آرام دلها

این وبلاگ رو ساختم تا شما دخترا و پسرا حرفهایی رو

که به هیچ کس تا حالا نزدید بیان اینجا بگین

اگه خواستین اسم و ایمیل و آدرس وبتو ننویس

فقط بگو چند سالته و جنسیتت چیه؟

و اگه جوابی برای حرفایی که گفتی می خوای تو

قسمت نظرات حتما بهشون جواب می دم

پس  :

اون حرفی که تا حالا به کسی نگفتی به دلیل اینکه

می ترسی تحقیر و ملامت و توهین بشنوی

اینجا من با جون و دل می شنوم

و اگه بتونم کمکتون می کنم

یا علی








Admin Logo
themebox Logo